الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

179

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

( 1 ) در بحار از خرائج نقل كرده است كه : حضرت امام محمد باقر عليه السّلام فرمود : على عليه السّلام با مردم بيرون آمد تا يكى دو ميل به كربلا مانده پيشاپيش آنان مىرفت به جايى رسيد كه آن را مقذفان گويند در آنجا گردش كرد و گفت : دويست پيغمبر و دويست سبط پيغمبر در اين زمين شهيد شدند جاى خوابيدن شتران ايشان و بر زمين افتادن عشّاق و شهداء است آنها كه پيش از آنان بودند برترى نداشتند بر ايشان و آنها كه پس از ايشان آيند در فضل به آنها نرسند . مترجم گويد : بخت نصر اسباط بنى اسرائيل را به اسارت آورد و در ميان آنها پيغمبران بودند و بسيارى از آنها را كشتند پايتخت وى بابل بود نزديك شهرى كه امروز ذى الكفل گويند و قبور انبياى بنى اسرائيل هنوز بدانجا مزار است و اين بنده به زيارت آنجا توفيق يافتم چنان مقدّر بود كه مصرع حضرت ابى عبد اللّه عليه السّلام نزديك مصارع انبيا و كنار شطّ فرات باشد . ( 2 ) ( ملهوف ) چون حسين عليه السّلام به آن زمين رسيد پرسيد : نام اين زمين چيست ؟ گفتند : كربلا . فرمود : « اللّهمّ انّى اعوذ بك من الكرب و البلاء » آنگاه فرمود : اين جاى اندوه و رنج است همين جا فرود آييد بارهاى ما اينجا بر زمين گذاشته شود و خون ما اينجا ريخته گردد و قبور ما اينجا باشد جدّ من رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با من چنين حديث كرد . پس همه فرود آمدند و حرّ و همراهان او در ناحيتى ديگر . ( 3 ) ( كشف الغمّة ) همه فرود آمدند و بارها را بر زمين نهادند و حرّ خود و همراهانش مقابل حسين عليه السّلام فرود آمدند آنگاه نامه به عبيد الله فرستاد كه حسين عليه السّلام در كربلا بار بگشود و رحل بيفكند . ( 4 ) و در مروج الذهب است كه : آن حضرت سوى كربلا گراييد و با او پانصد سوار و قريب صد پياده بود از اهل بيت و اصحاب . ( 5 ) و در بحار از مناقب قديم نقل كرده است كه : ( پيش از رسيدن به كربلا ) زهير گفت : برويم تا كربلا و بدانجا فرود آييم كه كنار فرات است و آنجا باشيم و اگر با ما دست به كار زار برند از خداى تعالى استعانت جوييم بر دفع آنها . پس اشك از چشم حسين عليه السّلام روان شد و گفت : « اللّهمّ انّى اعوذ بك من الكرب و البلاء » و حسين عليه السّلام در آنجا فرود آمد و حرّ بن يزيد رياحى در مقابل او با هزار سوار . و حسين عليه السّلام دوات و كاغذ خواست و به اشراف كوفه نوشت آنها كه مىدانست بر رأى او استوار مانده‌اند : بسم اللّه الرحمن الرحيم از حسين بن على سوى سليمان بن صرد و مسيّب بن نجبه ( بفتح نون و جيم و باى يك نقطه ) و رفاعة بن شدّاد و عبد اللّه بن وال و گروه مؤمنين ؛ اما بعد شما دانيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حيات خود فرمود : هر كس بيند سلطان جائرى تا آخر آنچه ذكر شد